داستان مادر امام زمان - قسمت دوم

بشربن سليمان نحاسى كه از فرزندان ابوايّوب انصارى و يكى از دوستان دو امام گرانقدر حضرت هادى و عسكرى(عليهما السلام) و همسايه آن دو بزرگوار در سامرّا است، آورده است كه:
من احكام و آگاهيهاى لازم در مورد بردگان و اسيران را از سالارم حضرت هادى (عليه السلام) آموختم. و آن گرانمايه، اين حقوق و احكام را به گونه اى به من تعليم فرمود كه من بدون اجازه او نه برده اى مى خريدم و نه مى فروختم و همواره از موارد نامعلوم و نامشخّص، تا روشن شدن حكم آن دورى مى جستم و حلال و حرام را در اين مورد به شايستگى درك مى كردم.يكى از شبها كه در منزل بودم و پاسى از شب گذشته بود درب خانه به صدا درآمد و يكى از خدمتگزاران حضرت هادى (عليه السلام) كه «كافور» نام داشت مرا مخاطب ساخت و گفت كه حضرت هادى (عليه السلام) مرا فرا خوانده است.

ادامه نوشته

داستان مادر امام زمان - قسمت اول

داستان مادر امام زمان (عليه السلام)

مادر امام زمان (عليه السلام) كيست؟
مادر امام زمان (عليه السلام) نرجس خاتون دختر يوشعا پسر قيصر روم از نسل شمعون يكى از حواريين حضرت عيسى (عليه السلام) است كه به دنبال يك سلسله وقايع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آيد و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (عليه السلام) نايل مى گردد.

ادامه نوشته

تقدیم به دایی شهیدم...

امروز می خواهم قصه ای از عاشورای ایران را برایتان تعریف کنم کربلای ایران که تاریخ مکرر کربلای حسینی بود روایتی از حنظله ای دیگر:

(حنظله= شهید تازه داماد روز عاشورا که از حجله عروسی به حجله شهادت شتافت)

سالها پیش در سال1342 در روستای چهارده متولد شد. پدرش کشاورز و مادرش مامای روستا بود و اینگونه خرج زندگی آنها تامین می شد. وقتی به سن 18 سالگی رسید با دختری به نام ام البنین ازدواج کرد, ثمره این ازدواج یک پسر به نام مهدی بود. آنها زندگی شادی در کنار هم داشتند تا اینکه جنگ شد. او باید بین همسر و پسر کوچکش مهدی و نجات میهنش و هموطنانش یکی را برمی گزید. درحالی که تنها 18ماه از زندگی تازه اش میگذشت اما زندگی شیرینش را رها کرد و به دعوت رهبر کبیر انقلاب لبیک گفت و به کمک میهنش شتافت. تا اینکه در روز بیست و یکم دی ماه سال 1361 به دیدار معشوق یگانه اش شتافت و همسر و مهدی کوچولوی 3ماهه اش را برای همیشه تنها گذاشت. آری ,امروز 21 دی ماه۸۹است.درست ۲۸ سال از آن روز میگذرد ۲۸ سال از بیوه شدن ام البنین و یتیم شدن مهدی کوچولوی قصه ما میگذرد.

 آری امروز سالروز شهادت« نوروزعلی رستمانی» است.

 ۲۸ سال گذشته و ام البنین هنوز به انتظار حنظله زمانش نشسته.

شهید نوروزعلی رستمانی و فرزند سه ماهه اش

تقدیم به دایی شهیدم و همه ی جوانمردانی که رفتند تا من و امثال من مرواریدی بمانیم در صدف حجاب هایمان...

امتحانات ترم اول

سلام به دوستان آشنای دل،

باید خدمتتون عرض کنم امتحانات ترم اول( همونطور که خودتون میدونین) شروع شده و متأسفانه من نمیتونم درخدمت شما باشم. ولی بعد امتحانات میام و جواب کامنت هایی رو که گذاشتین میدم و آشنای دل دوباره به روز میشه.

راستی دعا کنید امتحانات رو خوب بدم.

با آرزوی موفقیت روزافزون برای همه ی شما دوستان عزیز